ه توانايي ابراز عواطف مختلف را دارد يا خير.

5.دخالت عاطفي:

در اين بعد به  تشريح نوع مشاركت و درگير بودن اعضاي خانواده با يكديگر به لحاظ عاطفي پرداخته مي شود.

6.كنترل رفتار:

شامل قواعديست كه خانواده بر اساس آنها گذران امور مي كند و نيز شامل ميزان تأثيري كه اعضاي خانواده به يكديگر دارند.

اين طرح با كاركرد فعلي خانواده سر و كار دارد نه با رشد قبلي يا مرحله تحولي كنوني آن و شيوه سنجش خانواده در اين مدل به سبك مشكل محور است) باركر،1999(.

احمدی در سال 1391 در تحقیقی با عنوان عملکرد خانواده های دارای فرزند معلول نشان داد: خانواده های دارای فرزندمعلول در تمام ابعاد عملکردی ضعیف تر از خانواده های فاقد فرزند معلول هستند و این تفاوت در ابعاد نقش ها، کنترل رفتار و آزمایش رفتاری معنا دار است. در نتیجه خانواده های دارای فرزند معلول نیاز به حمایت و بازسازی دارند تا بتوانند عملکردی طبیعی داشته و مانع از بروز آسیب ها در عملکرد فردی، خانوادگی و اجتماعی در سایر اعضای خانواده بشوند.

معلولیت یک عضو خانواده بر تمامی اعضای خانواده و کارکرد های مختلف آن تاثیر منفی می گذارد، چرا که معلولیت به انسجام و ساخت خانواده آسیب وارد می کند و پیامد آن ایجاد تغییرات در عملکرد و سازگاری خانواده است(انیسی،به نقل از احمدی1390). سازگاری و هماهنگ شدن با خود و با محیط پیرامون خود برای هر موجود زنده حیاتی و ضروری است. تلاش روزمره همه آدمیان نیز عموما بر محور همین سازگاری دور میزند(والی پور،1360). سازگاری رضایت بخش فرد، با موفقیت های عمده زندگی و به طور مستقیم با ارضای همه نیازهای اساسی مرتبط است. نیازها و ارضاء آنها به ادراک فرد با توجه به سن، جنس، استعدادهای ارثی و فرهنگی، طبقه اجتماعی، شغل، محل جغرافیایی، تعلیم و تربیت، تجارب و سازگاری های زندگی اشخاص دیگر بستگی دارد(گریسون و همکاران، 1967 به نقل از حسن آبادی، 1380).

سازگاری دارای ابعاد مختلفی است از جمله سازگاری عاطفی، شغلی، اجتماعی، تندرستی و سازگاری در خانه که ﺳـﺎﺯﮔﺎﺭﻱﻋـﺎﻃﻔﻲﺭﺍ ﻣـﻲﺗـﻮﺍﻥ ﺷـﺎﻣﻞ ﺳﻼﻣﺖ ﺭﻭﺍﻧﻲﺧﻮﺏ، ﺭﺿـﺎﻳﺖﺍﺯ ﺯﻧـﺪﮔﻲﺷﺨـﺼﻲﻭ ﻫﻤـﺎﻫﻨﮕﻲﻣﻴﺎﻥﺍﺣﺴﺎﺳﺎﺕ،ﻓﻌﺎﻟﻴﺘﻬـﺎﻭﺍﻓﻜـﺎﺭﺩﺍﻧـﺴﺖ.ﺑـﻪﻋﺒـﺎﺭﺕﺩﻳﮕـﺮ،ﺳﺎﺯﮔﺎﺭﻱﻋﺎﻃﻔﻲﻳﻌﻨﻲﻣﻜﺎﻧﻴﺰﻡﻫﺎﻳﻲﻛﻪﺗﻮﺳﻂﺁﻧﻬﺎ، ﻓﺮﺩ ﺛﺒـﺎﺕ ﻋﺎﻃﻔﻲ ﭘﻴﺪﺍﻣﻲﻛﻨﺪ ﻭﺳﺎﺯﮔﺎﺭﻱ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﻲ ﺷﺎﻣﻞ ﺳﺎﺯﮔﺎﺭﻱ ﻓـﺮﺩﺑﺎﻣﺤﻴﻂﺍﺟﺘﻤﺎﻋﻲﺧﻮﺩﺍﺳﺖﻛﻪ ﺍﻳﻦﺳﺎﺯﮔﺎﺭﻱﻣﻤﻜﻦﺍﺳـﺖﺑـﺎﺗﻐﻴﻴﺮﺩﺍﺩﻥﺧﻮﺩﻭﻳﺎﻣﺤﻴﻂﺑﻪﺩﺳـﺖﺁﻳـﺪ(صفوی، 1388).

به طور کلی مهارتهای سازگاری عبارتند از:

  • توانایی در ارتباط کلامی با دیگران
  • توانایی در مراقبت از خویشتن
  • رسیدگی و انجام امور روزانه زندگی
  • مهارت دربرقراری ارتباط اجتماعی با افراد دیگر
  • توانایی در پیدایش و تعیین راه و مسیر و ادامه زندگی و اهداف
  • توجه به بهداشت و سلامت فردی
  • توانایی یادگیری آموزش و ادامه تحصیل
  • توانایی استفاده صحیح از ساعات تفریح و آزادی خود
  • انجام کارها و مسئولیت های کاری
  • توانایی ایجاد رابطه سالم با اعضای خانواده، همقطاران و افراد مختلف اجتماع (ایرج معانی و همکاران،1379ص336).

تولد یک کودک کم توان هوشی به خودی خود یک عامل فشار زا برای اعضای خانواده محسوب می شود و یک عامل نگران کننده برای سازگاری خانواده می باشد. خانواده در سازگاری و انطباق خویش با کودک کم توان، ظرفیت های متفاوتی دارند. شاید مهمترین آنها دامنه محدودیت کودک کم توان هوشی باشد. معلولیت های متوسط و شدید به برنامه ریزی و مراقبت و نظارت شدید در سرتاسر عمر نیازمندند. ورتیس(1996) تاریخچه فردی خانواده هایی که سازگاری عالی داشتند را بررسی کرد و نشان داد که اغلب آنها از لحاظ مالی و تربیتی موقعیت بسیار خوبی داشتند. یکی از مهمترین لوازم سلامت روانی، وجود محیط خانوادگی سالم است. این محیط زندگی را می توان طوری تنظیم کرد، که هر چند در بهبود وضع افراد موثر نباشد لا اقل موجب تخریب آنها نگردد(کوهسالی، 1385).

احمدی در تحقیقی دیگر در سال1390 تحت عنوان بررسی مسائل و مشکلات خانواده های دارای فرزند معلول نشان داد: وضعیت سازگاری در خانواده های دارای فرزند معلول، ضعیف تر از خانواده های فاقد فرزند معلول است. وجود فرزند معلول در خانواده نوعی بحران محسوب می شود و گذر از این بحران نیازمند بازسازی نقش ها، ساختارها و سبک زندگی خانواده است تا سازگاری مناسبی ایجاد شود. برای بسیاری از خانواده های دارای فرزند معلول گذر از بحران و رسیدن به سازگاری نیازمند کمک و حمایت است و با توجه به عدم وجود چنین نظام حمایتی انتظار می رود چنین مشکلات سازگاری در خانواده  های معلول بیشتر باشد(احمدی،1390).

در جوامع به منظور کاهش مشکلات خانواده های دارای فرزند معلول معمولا دو اقدام اساسی انجام میشود: اول، کوشش در امر پیشگیری از معلولیت و جلوگیری از بروز نقایص ذهنی و جسمی و دوم، ایجاد امکانات لازم رفاهی و توانبخشی در جهت خدمت به معلولان و خانواده آنها (داورمنش،1382). در این تحقیق منظور از خدمات توانبخشی کلیه خدماتی است که مراکز توانبخشی ذهنی بالاتر از 14 سال ارائه می دهند، جهت آمادگی برای ورود مددجویان كم توان هوشی بزرگسال به اجتماع و ایجاد بستری مناسب برای حضور مولد آنها در عرصه خانواده و اجتماع می باشد  .اهم این خدمات عبارتند از:

  • آموزش حرفه اي، آموزش مهارتهاي زندگي، خدمات روانشناسي و مشاوره اي
  • آموزش فعاليتهاي روزمره زندگی، خدمات توانپزشكي(فيزيوتراپي ، كاردرماني و گفتاردرماني )
  • فعاليتهاي هنري ( تئاتر ، سرود و موسيقي )، خدمات رفاهي و تفريحي (سایت مرکز آموزش و توانبخشی اندیشه، 1392).

در تحقیقی که افروشه سال 1389 انجام داده است نشان می دهد؛ کیفیت زندگی مادرانی که کودکان اوتیستیک آنها از خدمات مراکز توانبخشی استفاده کرده اند، به طور معناداری بالاتر از مادرانی است که کودکان اوتیستیک آنها ازخدمات مراکز توانبخشی استفاده نکرده است. لذا در این تحقیق با تا کید بر اهمیت شاخص های عملکرد و سازگاری خانواده و توجه به این موضوع که علت انتخاب نوجوانان بالای 14 سال، همگونی نوع و شدت معلولیت در مراکز مربوط به این افراد است،  این مسئله مطرح می شود که آیا خدماتی که مراکز توانبخشی روزانه جهت بازتوانی کودکان کم توان هوشی بالای 14 سال ارائه می دهند، می تواند بر عملکرد و سازگاری خانواده های آنها موثر واقع شود. هدف از این پژوهش پاسخ به سوال زیر است؟

آیا بین عملکرد و سازگاری خانواده های نوجوانان کم توان هوشی که از خدمات مراکز توانبخشی استفاده می کنند و نوجوانان کم توان هوشی که استفاده نمی کنند تفاوت معنا داری وجود دارد؟

  1. Hallahan & kafman
  2. لازم به ذکر است در این تحقیق، نوجوانان با کم توانی هوشی آموزش پذیر مد نظر می باشد.

 

  1. faber
  2. Terenbull & Terenbull
  3. macmester

تعداد صفحه :166

قیمت : 14700تومان

بلافاصله پس از پرداخت لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت :        ———-        [email protected]

در صورتی که مشکلی با پرداخت آنلاین دارید می توانید مبلغ مورد نظر برای هر فایل را کارت به کارت کرده و فایل درخواستی و اطلاعات واریز را به ایمیل ما ارسال کنید تا فایل را از طریق ایمیل دریافت کنید.

***  *** ***